الهی...

الهی...خاطری خسته...دلی به تو بسته... دست از غیره تو شسته...درانتظار

رحمتت نشسته...بدهی کریمی...ندهی حکیمی...مرخوانی شاکرم...میرانی

صابرم...الهی!احوالم چنان است که میدانی....واعمالم چنین است که میبینی...

نه پای گریز دارم...نه زبان ستیز...الهی!مشت خاکی را چه شاید...؟وازچه برآیدو

بااو چه باید..؟

دستم بگیر یا ارحم الراحمین....

/ 0 نظر / 5 بازدید