سختی های زندگی

در ساحل ماسه ای زندگی،باخداراه میرفتم.باهم درمورده خوشی ها و سختی

های زندگی حرف میزدیم.به پشت سرم نگاه کردم ودیدم درجاهایی که از

خوشی ها حرف میزدیم دوجای پا و درجایی که از سختی ها میگفتیم،یک جای

پا بود.

گفتم:خدایا!درسختی ها بامن نبودی؟!

خداگفت:آن یک جای پایی که در سختی ها دیدی،جای پای تو نیست؛بلکه جای

پای من است که تو را بردوش داشتم...

/ 0 نظر / 13 بازدید